حسين قلى خان نظام السلطنه مافى

723

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )

روز امتداد بهم مىرساند . ديگر از حيز انتفاع خارج است . امروز شش روز است كه تبريزىها به هوس اجماع و پناهندگى افتاده ، قريب 400 نفر رفته‌اند قنسولخانهء انگليس سلطنت مشروطه و قانون مطالبه مىكنند . بازارها را بسته‌اند . با تهران جواب و سئوال شده ، هنوز تهران جواب سخت داده است كه جز نظامنامه‌اى كه نوشته‌ايم ، تكليف ديگرى قبول نخواهيم كرد . در هر حال ، به واسطهء اين عقايد و مذاكرات ، كارها هرج و مرج و غير منظم و قدرت در كمال ضعف است . خدا كند اين مذاكرات به اعراب و الوار سرايت نكند . در اين پست نوشته بودند كه حاجى محتشم السلطنه به لندن و مشير الملك به پطر مىرود ؛ نوشتم به مشير الملك كه نورچشمى محمد على را همراه ببرد . به خودش هم تلگرافا تأكيد كردم كه تهيهء رفتن در خدمت ايشان را ببيند . سرحد ساوجبلاغ را همانطور كه حدس زده بودم شد ؛ هر دو لاهيجان و سردشت رفت ، مركور و ارومى را هم تصرف كردند ، چيزى كه بجا مانده ، همين چكمه زرد است . شهر اصفهان ما را كافى است « 48 » ! گويا پسر ديگر صدر اعظم به جاى احتشام السلطنه برود ، احتشام السلطنه را به جزاى مناسبات با امير بهادر ، دخيل كار و مأموريت نكنند . سعد الدوله را هم جز تهران و فرنگ ، به ساير ممالك ايران آزادى و اذن توقف دادند . والاحضرت اقدس از مسئلهء مشروطه خلقش تنگ است و حال آنكه حالاها اين كار در ايران صورت نخواهد گرفت . آنقدر هست كه آن قدرت و استبداد سابق ، رفع شد و شكل صحيح هم حاصل نخواهد كرد . با اين بىپولى ، بىقدرتى هم مزيد علت است . جناب حاجى معين در دستگاه صدر جديد رنگى دارد . اينجاها اراجيف از فارس و خراسان و اصفهان و گيلان مىگويند ؛ گويا اصلى نداشته باشد . شعاع السلطنه داخل رجال شد ، در رديف سپهدار و ساير محسوب است . دوشنبه 12 شعبان 1324 قمرى هو فرزند مكرم تا پست پنج‌شنبه هشتم شعبان اتفاقات و وقايع تبريز را آنچه واقع شده است ، به آن فرزند نوشته‌ام و قرين اطلاع شده‌ايد . به حمد الله تعالى از روز پنج‌شنبه بعد از ظهر كه به كلى رفع انقلاب شد و دكاكين را باز كردند ؛ تا امروز كه موقع حركت چاپار است ، خبر تازه‌اى روى نداده است و شهر امن و امان است . نوشتجات پست بيست و هشت جمادى الاخر آن فرزند هم رسيد ؛ از سلامت و حالات آن فرزند قرين اطلاع و خرسندى گرديدم . در باب نورچشمى ، محمد على هم روز جمعه نهم ، تلگراف رسيد و جواب داده‌ام كه اگر صلاح بدانيد ، بهتر اين است كه او را با كالسكهء چاپارى بخواهم تبريز ، من هم او را يك ملاقاتى بكنم . سهام نظام را هم به تبريز احضار كردم ، بالاتفاق از همين جا از راه جلفا كه شوسه است و يك راه كالسكهء چاپارى به خوبى تا سرحد

--> ( 48 ) - اشاره‌ايست به وضعيت شاه سلطان حسين صفوى در حملهء افاغنه و مقايسهء آن با اقدام دولت ايران در مسئلهء ساوجبلاغ .